ميهمان اين دل

آنقدر پاک نيستي که عشق صدايت کنم و آنقدر آلوده که نام هوس را به پايت زنجير کنم نميدانم که اي؟ چه اي؟ و براي چه ميهمان اين دل هزار جايي   و  بي جا و مکان شده اي ؟ هرچه هستي از مصاحبتت لذتي وصف ناشدني را پذيرا يم و براي اين از تو سپاسگذار […]

قفس، كلاغ ، آزادي!

قفس ها از تعریف های متفاوت من و تو پدیدار می گردند برای یکی قفس چند میله است و یک دیوار و یک در بسته دیگری افکارش  یکی آدمیانی که گرداگردش می زیند  و دیگری شاید نامش    به گمان خیلی ها کلاغ ها آزادند  و به گمان خیلی ها نه  کلاغ هم گاهی اسیرست […]

دو عاشق خجالتي

لب هايي كه بسنده مي كنند به «چه مي كني؟» و «چه خبر؟» دوست  داشتني كه شايد دوطرفه باشد توصيف در و ديوار براي رد گم كردن . ترديد و دو عاشق خجالتي راستي  عجب زمانه ي  «گ ه….» شده !!! . نه!؟ ——————————— +شايد زندگي همين خرابه ايست كه در آن اتراق كرده ايم.

دلتنگي

دلت مي گيرد گاهي از زمين و زمان و هرچه در آنست تو و دنيايي حرفهاي نگفته تنها تو خود ِ خودِ تو دلت تنگ مي شود گاهي براي خودت دلتنگي هايي خاص تو از جنس تو و براي تو دلتنگي هايي كه تنها تو مي فهمي دلم ميگيرد گاهي دلم تنگ مي شود گاهي […]

زيستن

زيستن كار مشكلي است در اين زمانه در هياهو و ازدحام آدمهايي كه مي شناسم ولي از دركشان عاجزم كاش تكيه گاهي بود و كسي بود و تو بودي – – – – – – – – – – – – – – – – – –  – – – + : بهترم ، ممنون

آهاي . . . عروسك من!

كوليان كعبه شان مقصد است و پيامبرشان ستاره مقصدت كجاست؟ ستاره ات كيست؟ آهاي . . . عروسك من! كوليان خانه شان پهنه ي بيكرانه ايست به وسعت سفرهاي دور و درازشان تو كجا منزل گرفته اي؟ آهاي . . . عروسك من! – – – – – – – – – – – – […]

ساعت صفر و صفر دقيقه!

ساعت صفر و صفر دقيقه و صفر ثانيه! كسي نيست و گر هست گوش شنيدنش نيست اين آسمان تا خود صبح هم كه ببارد مرهم درد هاي تو نخواهد شد ساعت صفر و صفر دقيقه و چند ثانيه! آدمهاي بي ربط حرف هاي با ربط مي زنند اين معادله دو طرفه نيست بسا که ربط […]

بي هيچ حرفي

بالا بلند لحظه را تنها همين يك لحظه را براي من شو و ديگر هيچ … هيچ…. هيچ مگو! بي هيچ حرفي و  كلامي عشق را چه احتياج به بيان؟ وقتي تو هستي و من تنها تو تنها من تنهاي تنها بالا بلند لحظه را تنها همين يك لحظه را آغوش بگشا با من يكي […]

خوب ديدن ، خوب ديده شدن

تظاهر مي كنم به خوب ديدن خوب ديدنت بيشتر از آنچه فكرش را بكني وانمود مي كني براي ديده شدن خوب ديده شدن بيشتر از آنچه فكرش را بكنم تظاهر مي كنيم وانمود مي كنيم چشمانمان را مي بنديم و اي كاش نمي بستيم