بهانه

گلم دلم كافه، ميز ، نور بهانه اي بيش نيست از براي با تو بودن براي از تو شنيدن و براي از تو گفتن هفته اي يك بار پشت آن ميز زير آن نور تمام تلاش خود را مي كنم كه از تو بگويم و از عشقم و باز هميشه زمان كم مي آورم  

مثلث تنهایی!

تنهايي مثلثي است كه از گوشت و  پوست و خون تو ساخته شده ، تنهايي حالتي است كه در آينه به عكس خود زل مي زني و خود را عاشق مي شوي و عاقبت يك روز دست عشقت را مي گيري و مي روي بدون آنكه از تو اثري بر جا بماند .