آنچه که می نویسم مسافر چه ساده می گذرم از کنار تو مسافرم عبور می کنم از جاده ، چشمان سیاه تو لفظ دوست داشتن روياي سر زده
صدرا says: هميشه انقدر ساده نرو و مگذرلااقل نگاهي به پشت سرت کن…!شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند…!و تو… هيچ وقت او را نديده اي 26 آگوست 2008 at 00:07
و اون چشمهای سیاه هم به راحتی عبور می کنن؟
هميشه انقدر ساده نرو و مگذر
لااقل نگاهي به پشت سرت کن…!
شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند…!
و تو… هيچ وقت او را نديده اي