عاشق و معشوق بازی

 

طلوع چشمان تو

تلاقی دو نگاه
عشقی که میانمان زاده می شود
به بلوغ می رسد
و یک”ما” که حاصل این من و توست

غروب چشمان تو
گسسته شدن نگاه هایمان
حافظه هایی که چه زود فراموشکار می شوند
و خداحافظی که پاسخی ندارد
انگار نه انگار پیش از این “مایی” بود

عشق هم روزی به آخر می رسد
حتی میان من و تو
حتی اگر خیلی روی بودنش حساب باز کرده باشیم
عجب عالمی دارد  این عاشق و معشوق بازی

[شهریور 86]

 

 

————————————————————–

ناصرالدین شاه زن ذلیل(تاریخ به روایت طنز)

  نویسنده : ایرج بقائی کرمانی           ناشر: چاپ و انتشارات آفرینش

 

The Bard’s Song  

                                    The Bard’s Song
:   سال انتشار:2003    آلبوم    Blind guardin: خواننده    

+ آهنگی انتخابی این هفته ی وبلاگ ، آهنگ “ساغرم شکسته ساغی” از آلبوم آن روزهای 2  و با آهنگ سازی فرید فرجاد  می باشد که جهت استفاده از این آهنگ می توانید به قسمت کد آهنگ برای وبلاگ  مراجعه نمائید.

Se7en

کارگردان:David Fincher سال ساخت:1995       نقش اول مرد:Brad Pitt    نقش اول زن: Gwyneth Paltrow

 

17 thoughts on “عاشق و معشوق بازی

  1. مریم می گوید:

    یاد گذشته ها کردی اگه اشتباه نکنم قبلا هم این شعرو گذاشته بودی!
    در هر صورت قشنگه
    ———————————————-
    میثم:
    گاهی مرور خاطرات بد نیست. یه پست کوتاه و ۴ خطی با همین نام داشتم قبلا که ۲ خط از اون چهار خط با تغییراتی اینجا تکرار شده.(وقتی کلت میزارن رو شقیقه ات تا وبلاگ رو آپ کنی همین میشه دیگه!باید رو بیاری به دستکاری نوشته های قدیمی)

    عشق هم روزی به آخر می رسد
    حتی اگر میان من و تو بوده باشد
    حتی اگر قسم خورده باشیم که پایان نپذیرد
    عاشق و معشوق بازی هم عالمی دارد

    حافظه ات همیشه قوی بوده

  2. مریم می گوید:

    با این حساب تاریخی که پایین پست گذاشتی چندان دقیق نیست ، باید مرداد۸۸ بشه!
    توام همیشه زود شناختی منو!
    ———————————————————
    میثم:
    نه تاریخ درسته . حالا توام، هی مچ بگیر!

    خط به خط اندام تو را
    گیسوانت را که پیچ و تاب می خورند و به پریشانی باد معنا می بخشند
    همه را مو به مو می شناسم
    اما
    باید اعتراف کنم که خود تو را هیچ وقت آن جور که باید نشناخته ام

  3. باران می گوید:

    عجب عالمی دارد این عاشق و معشوق بازی

    و عجب نگاه عجیبی دارد آن سگ ، به صحنه ی عشق
    و چه شعر زیبایی بود و چه آهنگ به جایی

    موفق باشی دوست من

  4. مهدی می گوید:

    سلام
    کجایی پسر اینا چیه؟!!

    تو این دوره زمونه که حالم داره ازش و از آدماش بهم می خوره وبلاگ بازیم گرفته حداقل آدم خودش می تونه اینجا انتخاب کنه – انتخاب کنه که کدوم صفحه این دنیای مجازی بره

    دلم واست – سه بچه بازی هامون تنگ شده رفیق

  5. Elahe-e-Paiiz می گوید:

    می خوام به این آقا مهدی بگم تو این دوره زمونه باید خدا رو شکر کرد که کسی عشق رو یادشه
    ممنونم از آپت میثم واقعا ممنون از دعوتت
    بعد از ساعت صفر و ……
    این بی نظیرترین بود
    ….!!!!….

  6. شبنم می گوید:

    چقد واسم خرج ور می‌داره
    که عاشقت باشم
    اونجور که من عاشقتم؟

    تو عشقت
    هوا ، دل، کلاه آزارم می‌دن.

    کی روبان کلامو می‌خره
    این غم رشته‌های سفیدو
    کی ازش دستمال گردن می‌سازه؟

    چقد خرجم می‌شه
    که عاشقت باشم
    اونجوری که منم؟

  7. سامان می گوید:

    اگر عاشق و معشوق بلد باشند که عشق میانشان را هر روز تازه کنند و از نو بسازند و چیزهای جدیدی بیاورند که قدیمی ها و روزمره شده ها را جایگزین شود هیچ وقت عشق به آخر نمی رسد…
    خیلی سخته، نه…؟

  8. نیلوفر می گوید:

    طلوع چشمان تو
    تلاقی دو نگاه
    عشقی که در آرزوی زاده شدن می ماند

    عجیب است حالا تو ، تو مانده ای
    و من ، ما شده ام
    رهگذری گفت
    تو ، من را با خود برده ای !

  9. هدیه می گوید:

    الف یعنی آغاز…
    و اینگونه حتی دنیا بی او به پایان میرسد دنیایی که با او روی ماندنش کلی حساب باز کرده بودیم….
    موفق باشی
    بدرود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *