هنوز خیلی چیزا اون طور که باید نیستن!

    یه کوله  و یه جاده که به آرامش میرسه شاید برای فرار از خودم و شاید  چیزاهایی که گرداگردم رو احاطه کرده هنوز خیلی چیزا اون طور که باید نیستن! – – – – – – – – – روزهای پر مشغله ای رو پشت سر میزارم ،چه فکری و چه بدنی ، […]

انسان بودن

    باور کن می توان می توان با آدمیان زیست با غم هاشان گریست و با شادی هاشان پای کوبی کرد دریچه قلب را به روی عشق گشود و باز انسان بود

چقدر حیف!

درآغوشت می گیرم بی هیچ تن پوشی بی هیچ پیرایه ای فقط من فقط تو کمی عشق به عنوان چاشنی  و بعد…   نگاهی سنگین که میانمان جریان دارد من با همان خزعبلات رسمی و تو با آن حصار پارچه ای که دور تا دورت را احاطه کرده جمعیت موج می زند کمی شرم به […]

شاید محض امتحان!

من به راه خود ، تو نیز هم من به کار خود ، تو نیز هم فقط گه گاهی شاید از روی تفنن و شاید محض امتحان   کمی و شاید بیشتر از کمی عاشق هم می شویم برای هم میمیریم   و تنها کمی بعد تر از هم متنفر می شویم و باز روز […]

رویای سر زده

عزیز دل رویای سر زده عاشقم میکنی که چه؟ مگر نه اینکه یک روز تو  هم می روی با تمامی لبخندهای حک شده بر لبانت مثل تمامی آنان که یک روز  دست عشقشان را گرفتند و رفتند مگر نه اینکه تو هم روزی خاطره می شوی؟