مگر می توان؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یک کت و دامن چهار خانه

کلاه گرد و لبه دار

یک عصر دل انگیز پائیز

قدم های نرم و نازک

لبخندی که یک لحظه از لبان سرخت محو نمی شود

چشمانی که هر چه می روی باز هم به انتهاشان نمی رسی

عطری که تا مدت ها بعد رفتنت با مشام کلنجار می رود

بی انصاف!

مگر می توان دید و عاشق نشد؟

 

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

+ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

++موسیقی این پست : عروسی مردگان اثر پیمان یزدانیان

 

19 thoughts on “مگر می توان؟

  1. تــــــرنج می گوید:

    سلام…
    اون قسمت سبز آخرش خیلی خوشگله

    میشه یه کمکی بهم بکنی؟
    یه آهنگی رو میخوام بذارم روی وبم (یعنی الانم گذاشتم) اما میخوام مثه کُدای خودت باشه یا اینکه یه جوری باشه که زود لود بشه. اگه امکان stop و پاز هم داشته باشه عالی میشه
    آهنگشو هم خودم تو کامپیوترم دارم.
    اسمش la foule از edith piaf
    اگه بتونی واسم درستش کنی خوشحال میشم 🙂

  2. شبنم می گوید:

    برمی‌گردم تا نظر کنم به آفتاب
    و مانعم می‌شوند عشق من!
    باید برویم
    پوشیده در آشتی
    با لبخندی که از میوه‌ها و گل‌ها بر چهره نهاده‌ایم
    در آغوش هم
    بر جاده‌ها: مار‌های به هم تنیده
    از میان مزارع قهوه
    تا کوه‌ها
    که دستمان برسد به ستارگان
    و رویاهایی که هنوز می‌درخشند
    باید برویم آوازخوان ترانه‌هایی
    که هر دو می‌دانیم و به خاطر نمی‌آوریم.

  3. شبنم می گوید:

    لعنتی!این موسیقی منو دیوونه کرد!خیلی چیزا درباره این پست زیبات می خواستم بنویسم.درباره کلاه گرد و لبه دار،قدم های نرم و نازک وعطری که تا مدت ها بعد رفتنت با مشام کلنجار می رود ولی این موسیقی،این موسیقی لعنتی……………………………………….

  4. شبنم می گوید:

    راستی آپم و منتظر رد پایت…
    آخ این موسیقی،خدای من،نمی تونم پنجره وبلاگت رو ببندم میثم!قاطی کردم لعنتی…………………………..

  5. سامان می گوید:

    بابت غیبت طولانی منو ببخش. از زمانی که ووردپرس فیلتر شده کمی سردرگم شدم، از این نظر که نمی دونم این فیلتر شدن مثل یکی دو بار قبل موقتیه یا نه. اگر مطمئن بودم این سری ووردپرس همیشگی فیلتر شده مطلب بعدی خودم رو در وبلاگ قبلیم توی بلاگفا می ذاشتم. تو این مدت که ووردپرس فیلتر شد کمی بی حوصله شدم توی نوشتن در وبلاگ، با این سیاست های مسخره ای که در کشور اعمال میشه حتی برای نوشتن هم انگیزه آدم از دست میره واسه همین کمتر توی وبلاگ میام و اگه کم بهت سر زدم عذر منو بپذیر. به زودی آپ می کنم، در ووردپرس یا در وبلاگ قبلی. بهت خبر میدم.

  6. دريا می گوید:

    دوباره سلام
    ببخشید من همش مزاحم میشم
    آخه این آهنگ رو خیلی دوست داشتم
    و خیلی دنبال کدش گشتم تا اینجا پیداش کردم
    تا امروز میخوند ولی شما گفتین به خاطر تغییرات بیام و دوباره کد رو بردارم
    منم این کار رو کردم ولی دیگه نمیخونه
    حالا چیکار کنم؟
    کجای سایتتون راهنمایی کرده؟

    • کمی قهوه کمی دود می گوید:

      سلام
      کد مورد نظر شما ویرایش شد، به گمانم مشکل حل شده باشه، لطفا کد جدید رو از سایت بر دارین و جایگزین کد قبلی بفرمائین.
      شاد زی

  7. aimable می گوید:

    وقتی می رود انگار که قلب من هم همراهیش می کند
    بیدل می شوم با رفتنش
    چیزی که می ماند بوی عطرش هست و تنها یک توهمی از اینکه حضور دارد
    دیگر نمی شود گفت عاشقش نباش
    خیلی وقت است که بی تاب نداشتن و بی تحمل داشتنش هستم
    تنها می اندیشم که اگر خود : نباشم
    بسیار بسیار راحت تر است…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *