تبليغاتX
كمي قهوه كمي دود
 

دو عاشق خجالتي


لب هايي كه بسنده مي كنند
به «چه مي كني؟» و «چه خبر؟»
دوست  داشتني كه شايد دوطرفه باشد
توصيف در و ديوار براي رد گم كردن
.
ترديد
و دو عاشق خجالتي
راستي  عجب زمانه ي  «گ ه....» شده !!!
.
نه!؟


---------------------------------
+شايد زندگي همين خرابه ايست كه در آن اتراق كرده ايم.
+ نوشته شده  توسط ميثم کریمی نیا در  چهارشنبه 22 آبان1387  | 

 

 

 

 

 

دلتنگي

دلت مي گيرد گاهي
از زمين و زمان
و هرچه در آنست
تو و
دنيايي حرفهاي نگفته
تنها تو
خود ِ خودِ تو


دلت تنگ مي شود گاهي
براي خودت

دلتنگي هايي خاص تو
از جنس تو
و براي تو
دلتنگي هايي كه تنها تو مي فهمي



دلم ميگيرد گاهي
دلم تنگ مي شود گاهي
براي خودم
خودِ خودم


.................................................
+ صنعت فيلمسازِيه تركيه هميشه برام تداعي گر فيلم هاي آب دوغ خياري دهه چهل- پنجاه خودمون بوده .  (Gegen die Wand (Head - on نشون داد كه هميشه استثناءهايي هم وجود داره ، حتي اگه اون فيلم يه محصول مشترك تركي- آلماني باشه .
+ نوشته شده  توسط ميثم کریمی نیا در  دوشنبه 20 آبان1387  | 

 

 

 

 

 

زيستن

زيستن كار مشكلي است
در اين زمانه
در هياهو و ازدحام آدمهايي كه مي شناسم
ولي از دركشان عاجزم

كاش تكيه گاهي بود
و كسي بود

و تو بودي

- - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - -

+ :
بهترم ، ممنون
+ نوشته شده  توسط ميثم کریمی نیا در  سه شنبه 14 آبان1387  | 

 

 

 

 

 

آهاي . . . عروسك من!

كوليان كعبه شان مقصد است
و پيامبرشان ستاره
مقصدت كجاست؟
ستاره ات كيست؟
آهاي . . . عروسك من!

كوليان خانه شان پهنه ي بيكرانه ايست
به وسعت سفرهاي دور و درازشان
تو كجا منزل گرفته اي؟
آهاي . . . عروسك من!


- - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - -
+ :  "سپيده ..."!  ممنون از كامنت ، به دلم نشست. نويسندش كي بود؟


+ نوشته شده  توسط ميثم کریمی نیا در  شنبه 11 آبان1387  |