
يه كوله و يه جاده كه به آرامش ميرسه
شايد براي فرار از خودم
و شايد چيزاهايي كه گرداگردم رو احاطه كرده
هنوز خيلي چيزا اون طور كه بايد نيستن!
- - - - - - - - -
روزهاي پر مشغله اي رو پشت سر ميزارم ،چه فكري و چه بدني ، در مورد خيلي ها و خيلي چيزها بايد يه بازنگري كلي بكنم. خواسته هام ، آرزوهام و راه هايي كه براي رسيدن بهشون انتخاب كردم
وقتي به پشت سرم نيگاه ميكنم ميبينم كه بعضي چيزا رو خيلي مفت فروختم و برخي چيزا رو خيلي گرون بدست آوردم. [هيچ وقت حساب كتابم خوب نبود!]
- - - - - - - - -
چيزي به آغاز پائيز نمونده ، عشق من!
قدم زدن زير نم نم بارون ، تو يه كوچه باريك و خلوت ، وقتي صداي خش خش برگ ها رو زير پاهات ميشنوي و چه بهتر كه در اين عشق بازي با طبيعت عزيزي ، هم قدمت باشه!
دوستان عزيز مي تونن براي سهولت در دسترسي به اين وبلاگ از آدرس
www.CafeBlog.ir
استفاده كنن
+ نوشته شده
توسط ميثم کریمی نیا در چهارشنبه 27 شهریور1387
|

باور کن مي توان
مي توان با آدميان زيست
با غم هاشان گريست
و با شادي هاشان پاي کوبي کرد
دريچه قلب را به روي عشق گشود
و باز انسان بود
+ نوشته شده
توسط ميثم کریمی نیا در دوشنبه 25 شهریور1387
|

HTML clipboard
در
آغوشت مي گيرم
بي هيچ
تن پوشي
بي هيچ
پيرايه اي
فقط من
فقط تو
كمي
عشق به عنوان چاشني
و
بعد...
نگاهي
سنگين كه ميانمان جريان دارد
من با
همان خزعبلات رسمي
و تو
با آن حصار پارچه اي كه دور تا دورت را احاطه كرده
جمعيت
موج مي زند
كمي
شرم به عنوان چاشني
و ...
چقدر حيف!
+ نوشته شده
توسط ميثم کریمی نیا در شنبه 23 شهریور1387
|

تنهايي يعني درد
رنج
تنهايي يعني تو
من
+ نوشته شده
توسط ميثم کریمی نیا در پنجشنبه 21 شهریور1387
|

من به راه خود ، تو نیز هم
من به کار خود ، تو نیز هم
فقط
گه گاهی
شاید از روی تفنن
و شاید محض امتحان
کمی
و شاید بیشتر از کمی
عاشق هم می شویم
برای هم میمیریم
و تنها کمی بعد تر
از هم متنفر می شویم
و باز
روز از نو و روزی نیز
دوباره
به کار خود ، به راه خود
هرچه بادا باد
گور پدر این عشق نیز هم!
29 شهریور 86
+ نوشته شده
توسط ميثم کریمی نیا در دوشنبه 18 شهریور1387
|

عزيز دل
روياي سر
زده
عاشقم ميكني
كه چه؟
مگر نه
اينكه يك روز تو هم
مي روي
با
تمامي لبخندهاي
حك شده بر لبانت
مثل تمامي
آنان كه يك روز دست عشقشان را گرفتند و رفتند
مگر نه
اينكه تو هم روزي خاطره مي شوي؟
+ نوشته شده
توسط ميثم کریمی نیا در شنبه 9 شهریور1387
|

چه ساده
می گذرم از کنار تو
مسافرم
عبور می کنم
از
جاده ، چشمان سیاه تو
+ نوشته شده
توسط ميثم کریمی نیا در دوشنبه 4 شهریور1387
|